سپهبد حسین کامل حسن المجید وزیر صنایع ومعادن عراق

دسته: خاطرات
یکشنبه - ۲۳ آبان ۱۳۹۵

 

 

 

 

 

 

این ژنرال بعثی را بشناسید

این جمله را مردم کربلا ، در صبح روز اول اسفند ۱۳۶۹ شمسی از دهان سپهبد حسین کامل حسن المجید وزیر صنایع ومعادن عراق، شنیدند . اولین باری بود که کسی با تانک در مقابل آستان مقدس حسینی می ایستاد
حتما می پرسید:حسین کامل کیست ؟ او که در تاریخ عراق شخصیتی نظامی، خشن و سرکوبگر شناخته می شود، به همراه برادرش سرهنگ صدام کامل، دو داماد صدام حسین بودند و هر کدام برای خودشان امتیازات ویژه ای در دستگاه حکومتی عراق داشتند
اما حسین کامل در کربلا بر روی تانک چه می کرد ؟ حکایتی مفصّل دارد که به اختصار برایتان نقل می کنم
البته کسانی که هم سنّ من هستند، حوادث آن زمان را به خاطر دارند . یادمه من سیزده سالم بود و با علاقه زیادی اخبار عراق را دنبال می کردم . بعدا خواهم گفت که چرا به این موضوع علاقه داشتم.

باری، صدام حسین بعد از قبول آتش بس و خاتمه جنگ ۸ ساله ایران و عراق، هوس کرد به کویت حمله کند و این کشور کوچک اما ثروتمند را جزئی از خاک عراق نماید . نیروهای عراقی شبانه به کویت حمله کردند و اگر اشتباه نکنم ظرف شش ساعت کویت را به تصرف کامل خود درآوردند . اما از آن جایی که در این باره از ارباب خود امریکا اجازه قبلی نگرفته بود . نیروهای بین الملل به رهبری آمریکا برای آزاد کردن کویت ، به خلیج فارس لشکرکشی نمودند و بالأخره نیروهای صدام مجبور شدند از خاک کویت عقب نشینی کنند ولی نیروهای آمریکایی که در آن زمان بوش آن ها را رهبری می کرد ( بوش پدر ) به عنوان سرنگونی رژیم صدام وارد خاک عراق شدند و هزاران تُن بمب بر سر مردم بی پناه عراق ریختند . بغداد در آستانه سقوط قرار گرفت . اوائل سال ۱۹۹۱ و شعبان ۱۴۱۱ قمری بود . شیعیان عراق فرصت درگیری صدام و نیروهای بین الملل را غنیمت شمردند و دست به قیامی گسترده زدند به طوری که چهارده استان از هجده استان عراق به دست مردم افتاد . علت اینکه من اخبار جنگ کویت و عراق را مشتاقانه پیگیری می کردم، این بود که از حاجاقای شب زنده دار که از علمای قم هستند، شنیدم که احتمالا این جنگ متصل به ظهور حضرت باشد . چون امیرالمؤمنین (ع) در یکی از خطبه هایشان که در وصف علائم آخر الزمان است، فرموده اند : ( العَجَب کُّلَّ العَجَب بین جمادی و رجب ) و این جنگ هم درست در ماه جمادی شروع شده و تا رجب ادامه داشت
خلاصه ، شهرهای نجف و کربلا هم اعلام استقلال کردند ولی آمریکا تا دید که شیعیان قیام کرده اند و با سقوط صدام، عراق به دست آن ها می افتد، با اینکه تا سقوط بغداد چند قدم بیشتر نداشت، به یکباره نیروهای خودش را از عراق بیرون کشید تا دست صدام را برای سرکوب قیام شیعیان که به ( انتفاضه شعبانیه ) معروف شده بود، باز بگذارد !


نمی خوام خیلی طولش بدم . شما می توانید با سرچ همین عبارت ( انتفاضه شعبانیه ) در اینترنت، مطالب مفصلی در این باره بیابید
خلاصه صدام داماد خودش ( سپهبد حسین کامل ) را مأمور سرکوب مردم نجف و کربلا نمود . او نیز با لشکر عظیمی وارد کربلا شد و در مقابل حرم حسینی روی تانک ایستاد و فریاد زد :
من حسینم تو هم حسینی ؛ من می زنم تو دفاع کن !
و دستور شلیک اولین گلوله را به گنبد مطهر صادر نمود و سپس نیروهای عراقی با هجوم به حرم، مردمی را که به آن جا پناه آورده بودند، قتل عام کردند . هنوز هم آثار آن گلوله ها بر دیوارهای حرم قابل مشاهده است . در جای جای حرم جای گلوله ها را قاب گرفته اند و بالایش نوشته اند : ( آثار رصاص الاعتداء الصدامی المجرم فی الانتفاضه الشعبانیه )
بعد ها گفتند در طول دو هفته حدود نیم ملیون از مردم عراق قتل عام شدند و اجسادشان در گورهای دستجمعی مدفون گردید
آری، در آن روز در ظاهر امام حسین(ع) دفاعی در مقابل گلوله تانکی که به سوی گنبدش شلیک شد، ننمودند و حسین کامل، سرفرازانه به نزد صدام رفت و این پیروزی بزرگ را به او تبریک گفت. صدام نیز مدال عالی عراق را به او اعطا نمود
 این سپهبد مغرور چنان سرمست این پیروزی بود که فکر نمی کرد کسی را با او کاری است
اما به قول یکی از علما :صبر کوچیک خدا صد هزار ساله !


پنج سال گذشت و  ناگهان در مرداد سال ۱۳۷۴ خبرگزاری های جهان خبری عجیب که در تاریخ عراق بی سابقه بود را مخابره کردند و آن خبر این بود :
حسین کامل حسن‌المجید بود که به همراه همسرش رغد، دختر صدام، و صدام کامل حسن برادرش و همسر او رعنا، دختر دیگر صدام به‌همراه حدود ۳۰تن از افراد خانواده و بستگان در روز پنج‌شنبه ۱۷/۵/۱۳۷۴ به اردن رفتند و به آمریکایی‌ها پناهنده شدند !
کامل حسن با ورود به اردن شروع به انتقاد از حکومت صدام کرد و در یک مصاحبه اعلام داشت که خواستار سرنگونی رژیم صدام‌حسین است . جمله معروف او در این مصاحبه این بود که : (من از افسران ارتش عراق، افسران گارد جمهوری، افسران گارد ویژه، کارکنان عالی‌رتبه و همه جامعه عراق می‌خواهم خود را آماده نقطه عطف مهمی کنند که از عراق کشوری نوین خواهد ساخت؛ کشوری که با جامعه بین‌المللی و به‌ویژه با اعراب گفت‌وگوهای معقولی داشته باشد )
او و برادرش در مدتی که در اردن بودند، اطلاعات نظامی خود را از سلاح‌های عراق در اختیار جاسوسان آمریکا قرار دادند
صدام نیز در نطقی، اقدام دامادهای خود را به کاری که یهودای خائن در افشای مخفیگاه حضرت مسیح(ع) برای یهودیان، تشبیه کرد
اما داستان به اینجا ختم نشد . هفت ماه بعد یعنی در اسفند همان سال، خبرگزاری ها خبری عجیب تر از خبر قبلی را مخابره کردند . خبری که جهان را در بهت و حیرت فرو برد . آن خبر این بود :
سپهبد سابق، حسین کامل حسن المجید به همراه همه افرادی که همراهش به اردن پناهنده شده بودند، از صدام درخواست عفو کردند و صدام نیز آن ها عفو نمود و همه آن ها به عراق بازگشتند !
همه حتی من که یک پسر سیزده ساله بودم، پیش‌بینی می‌کردند که وی علی‌رغم درخواست عفو از صدام حسین و عفوی که به وی داده شده است، اعدام خواهد شد. آیا حسین کامل حسن المجید این سپهبد عالی‌رتبه که سال‌ها در کنار صدام زندگی کرده و از روحیه او به‌خوبی آگاه بود، این‌را نمی‌فهمید؟!
دو روز بعد رسانه های عراق اعلام کردند : دو دختر صدام از شوهرانشان جدا شدند !
و فردای روز اعلام طلاق ، رسانه ها اعلام کردند : دو داماد صدام به همراه حکیم برادر دیگرشان و پدرشان کامل حسن کشته شدند !!!
سخنگوی وزارت کشور عراق در همان روز گفت : عفوی که دولت به آنها داده، آنها را از مجازات معاف نمی کند !!!!!
اینچنین وانمود شد که قتل این چهار نفر به دست عموی حسین کامل و به جهت ناراحتی ای که وی از خیانت برادر زاده هایش به حکومت عراق داشته است، صورت گرفته است ! و اعلام شد این عمو ، سر دو داماد سلبق صدام را به عنوان هدیه برای صدام فرستاده است !
روزنامه ای که هم اکنون کپی آن در اختیار من است، نوشته بود :
 خاندان حسین کامل با کمال حماقت با پای خودشان به مسلخ رفتند
ولی آن ها احمق نبودند و مگر می شود یک نظامی با این سابقه و زیرکی احمق باشد ؟!!
حقیقت آن بود که کار آن ها ، پاسخی بود که پنج سال قبل گنبد حسینی به او داد ولی او نشنید !
آری، امام حسین اینچنین از خودش دفاع کرد و چه خوب گفته اند که :
چوب خدا صدا ندارد . . . گر بخورد، دوا ندارد
جالب اینه که بین واقعه عاشورا و کشته شدن ابن زیاد و عمر سعد و شمر در قیام مختار، ۵ سال فاصله بود. دقیقا به مقدار فاصله ی بین حمله حسین کامل به کربلا و کشته شدنش!


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس