زیباترین زخمی کائنات

    دسته: متن ادبی
    بدون دیدگاه
    دوشنبه - ۱۹ فروردین ۱۳۹۸

    تولد حسین تولد خون است

    آی فهمیده های طریقت جانبازی!

    غیرت های باشکوه خاک!

    زیباترین زخم های خاک!

    بیایید

    می خواهیم به جشن تولد عاشورا برویم!

    چشم های تیرخورده خود را برگیرید

    دست های افتادگی خویش را بردارید

    زیباترین زخم های ممکن را در بر کنید

    بیایید برویم!…

    حیثیت خون شنیدن دارد

    این رسم عاشوراست:

    در شیوه جانبازی زیباترین زخم را بر تن می کنند.به میدان در میآیند و بانگ بلند «دین باوری» برمیدارند:

    ان کان دین محمد لم یستقم

    الا بقتلی

    فیا سیوف خذینی!

    اگر دین محمد(ص) جز با کشته شدنم بر پای نمی استد

    پس بیایید-آیتیغ ها-دربرم گیرید!

    و این

    رساترین جامه جانبازی است!…

    آدمک های بی دردی،جانبازی را نمی فهمند!

    ابلیس،چشم دیدن آدم را ندارد

    اما تردید ندارم

    که همین شیطان با این ویترین های بی چشم و رو -در خیابان های بی دردی-بدون استثنا به همه چشمک می زند!

    و درد جانبازی هم از همین نگرانی های به ظاهر کوچک است که تغذیه می شود

    جانبازی تعارف بردار نیست

    طریقت جانبازی سلوک«بی مرگی» است:

    افبالموت تخوفنی؟!

    هیهات،طاش سهمک و خاب ظنک

    لست اخاف الموت…

    و هل تقدرون علی اکثر من قتلی؟!

    مرحبا بالقتل فی سبیل الله و لکنکم لا تقدرون علی هدم مجدیو محو عزتی و شرفی فاذا لا ابالی من القتل!

    مرا از مرگ می ترسانی؟!

    تیرت خطاست، و گمانم واهی!

    من از مرگ باکی ندارم…وشما مگر بیش از کشتن کار دیگری هم می توانید بکنید؟!

    آفرین بر مرگ-در راه خدا

    شما که نمی توانیدد کرامت و عزت و شرافتم را به نابودی بکشانید

    پس، دیگر چه واهمه ای از مرگ!

    یااباعبدالله!

    ای برادر زینب!

    ان که می خندد، هنوز مقتل غیرت تو را نشنیده استت!

    آن روز-در آن بی آبی

    تو مگر چه گفتی، که تمام زالوها-به یکباره-بر سر خون تو ،اتفاق کردند؟!

    بگذار برای این زیباترین زخمی کاینات بمیرم

    اگر این قتلگاه عاشورا«عرشظ نیست

    پس چرا قبله حقیقی کربلاست؟!

    شما را بخدا بس کنید!

    من هم -می دانم که برای «تولد» ممرثیه نمی خوانند

    اما

    «مرثیه جانبازی» شادخوارانه ترین مرثیه جوانمردی ست.

    آی چشم های تیرخورده

    قدری«نگاه» به من بدهید…!

     


    نوشته شده توسط:خط شکن - 962 مطلب
    پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
    بازدید: ۳۸
    برچسب ها:
    دیدگاه ها

    *

    code