خدایا آتش غضبت را چنان به من بشناسان{که} سختی دیگر را کوچک ببینم و لذت رضایت و حلاوت را چنان بر من بنمایان که زرق و برق دنیا را حقیر{ببینم} . ودرآخر بارالها در لحظه مرگم از محبتت دردلم{...}به سوی تو و پرمهر توببینم.دستخطی از شهید جلال بیات

دسته: نامه های بهشتی
چهارشنبه - ۱۶ اسفند ۱۳۹۷

خدایا به من صبری عطا کن که چون دشمن را ببینم و کشنده اش را و چون کفر را ببینم و زرق و برقش با متانت و وقار بر گوشه ای آرام گیرم و مغزش را نشانه روم.سر بی داغ بر بدنم نشیند بی هیچ وقفه و مکثی به زبان حمله تشکر جاری شود.
خدایا آنگاه که قدم درآن باید گذاشت و آنگاه که باید گلوله و گوشت را باید آشتی داد. دلم را به نورت و قلبم را به یادت آرامش ده و خداوند آخرین سخنم را توحید و آخرین خواستم{خواسته ام} رضایت تو و آخرین تلاشم را تسلیم درمقابلت قرارده.
خدایا آتش غضبت را چنان به من بشناسان{که} سختی دیگر را کوچک ببینم و لذت رضایت و حلاوت را چنان بر من بنمایان که زرق و برق دنیا را حقیر{ببینم} . ودرآخر بارالها در لحظه مرگم از محبتت دردلم{…}به سوی تو و پرمهر توببینم.
مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک
چند روزی قفسی ساخته اند از بدنم
من به خود نامدم اینجا که به خود باز روم
آنـکه آورد مـرا باز بـرد تــا وطنــم


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس