تنهایی حسین بن علی(ع)

عبرت های عاشورا(بخش اول)
لُبّ و جوهر حادثه عاشورا این است که در دنیایی که همه جای آن را ظلمت و فساد و ستم گرفته بود، حسین ‏بن‏ علی علیه‏السّلام برای نجات اسلام قیام کرد و در این دنیای بزرگ، هیچ ‏کس به او کمک نکرد! حتّی دوستان آن بزرگوار، یعنی کسانی که هر یک می‏ توانستند جمعیتی را به این میدان و به مبارزه با یزید بکشانند، هر کدام با عذری، از میدان خارج شدند و گریختند!

ابن‏ عبّاس یک‏ طور؛ عبداللَّه‏ بن‏ جعفر یک ‏طور؛ عبداللَّه ‏بن ‏زبیر یک ‏طور؛ بزرگان باقی‏مانده از صحابه و تابعین یک ‏طور… شخصیت های معروف و نام و نشان‏ دار و کسانی که می‏ توانستند تأثیری بگذارند و میدان مبارزه را گرم کنند، هر کدام یک ‏طور از میدان خارج شدند. این، در حالی بود که هنگام حرف زدن، همه از دفاع از اسلام می‏ گفتند. اما وقتی نوبت عمل رسید و دیدند که دستگاه یزید، دستگاه خشنی است؛ رحم نمی‏ کند و تصمیم بر شدّت عمل دارد، هرکدام از گوشه ‏ای فرار کردند و امام حسین علیه السّلام را در صحنه تنها گذاشتند. حتی برای این‏که کار خودشان را توجیه کنند، خدمت حسین ‏بن ‏علی علیه‏السّلام آمدند و به آن بزرگوار اصرار کردند که «آقا، شما هم قیام نکنید! به جنگ با یزید نروید!»

بیانات رهبر انقلاب در سال ۱۳۷۱(خطبه های نماز جمعه)

ادامه دارد…

قبلی «
بعدی »

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code