به خاطر خدا می روم

دسته: نامه های بهشتی
سه شنبه - ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۷

نامه  شهید محمد حسین تجلی به خانواده

بخدمت خانواده عزیز
باز در سفری دیگر بدون اطلاع اقدام نمودم ، شاید در سایر مراحل زندگی سعی کرده ام که دروغ نگویم ولی در این مسئله خاص نمی توانستم اینگونه عمل کنم .
به هر حال عذر می خواهم انشاءالله که مرا می بخشید .هر چه سعی کردم نتوانستم در این موقعیت درس بخوانم . هرچه هست من براین راه معتقدم و احتمالاً شما نیز این حقیقت را به من می دهید که در هر موقعیتی خودم راه خودم را انتخاب کنم ومطمئن اید که هیچ کاری را حتی درس خواندن را از روی هوی وهوس انجام نمی دهم . هر کدام از ما مستقلاً ومنفرداً در پیشگاه خدا مسئولیم و پاسخگوی اعمال خود خواهیم بود .

من از ابتدا دراین راه بوده ام وباید هم اکنون نیز آن را ادامه دهم وبرایم هم مهم نیست که مردم درباره ام چه بگویند . من می خواهم به قل الله ثم ذرهم عمل کنم از پدر بزرگوارم می خواهم که در آن اوقات مخصوص در حق فرزند وهم مسکنانش دعای خیر فرماید .
ونیز مطمئنم که با توجه به عمر کوتاه انسان شایسته نیست که درراه خیر گام برداریم . هم شما با ایستادگی تان وهم من با حرکتم در راه او گام خواهیم برداشت انشاءالله .

وقتی که درس می خواندم بخاطر رضای خدا بود شاید در عمل چنان نباشم ولی نیتم چنین است . وهم اکنون نیز که به سفر می روم فقط اورا در خاطر دارم . احساس مسئولیت محرک این سفر است . مسئولیت انسان در اینکه راه خود را بشناسد وبدان عمل کند با این حال کار خود را به خدا وا می گذارم (افوض امری الی ا…) که سرلوحه اعمال اینست ، شما نیز همه را وخودتان را بخدا بسپارید ، احساس یاس ودلتنگی ونگران بودن در شان انسان نیست ناراحتی برای یک دوره کوتاهی به نام عمر سزاوار انسان متعالی که خدا از روح خود در آن دمیده نمی باشد ، قوی مطمئن ، صبور وبا عزمی راسخ وایستا چون کوهی بمانید واین امر را بوسیله عبادت می توان بدست آورد . با این روحیه عظیم منتظر بازگشت پیروزمندانه فرزندانتان باشید.

به امید دیدار
والسلام
حسین ۲۱ دی ماه ۶۵


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس