ارتش سری روشنفکران-قسمت چهارم

دسته: سیر مطالعاتی
چهارشنبه - ۱۰ بهمن ۱۳۹۷

گفته های عبدالکریم سروش هم اکنون از چهارچوب مذهب فراتر رفته است. نوشته‌های او هنوز بحث درباره تغییرات سیاسی را نه تنها در ایران بلکه در کل خاورمیانه فراهم آورده است ؛ زیرا هیچ ایده ای بیش از” رابطه اسلام و دموکراسی” در شکل‌گیری منطقه در آینده تاثیر ندارد…از نظرسروش، یک جمهوری ایده آل اسلامی به وسیله رهبران غیر مذهبی اداره می شود، نه به وسیله روحانیون و ملاها. سروش عملا نقش “جدایی مذهب و دولت”(سکولاریسم) را تثبیت می کند و این برای دین اسلام یک تغییر مسیر حیرت آور است.
ماهنامه پر در شماره ۱۲۷ خود دلیل پشتیبانی لابی‌های یهودی خارجی از سروش را به این شرح نوشت:
در پروژه “جامعه مدنی” که روشنفکران سکولار در ایران دنبال می کنند، به هیچ وجه بحث علمی و فلسفی موضوعیت ندارد. اینکه آنان بی سواد هستند یا نه مهم نیست بلکه فرجام پروژه آنان مهم است ؛چون “نتایج ناشمرده ،پنهانی و خطرناکی” برای حکومت اسلامی ایران دارد.
 سال ۱۳۷۶ سید محمد خاتمی کاندیدای ریاست جمهوری شد و سرانجام رقیب اصلی خود علی اکبر ناطق نوری فائق آمد اما آن را چنانچه معامله وزارت امور خارجه آمریکا تابستان ۱۳۷۵ در مقدمه گزارش شورای روابط خارجی نوشت” این جریان که بخشی از یک حرکت فراگیرتر جهت متلاشی کردن اقتدار دینی جمهوری اسلامی است می‌توانست به فروپاشی حکومت ایران بینجامد؟
جاسوسان در تهران
کمتر از۵سال همه چیز دود شد و به هوا رفت.با آغاز دهه ۱۳۸۰ پس از آنکه سعید حجاریان صراحتا به سید محمد خاتمی گفت اصلاحات به سسب فقدان نیروی اجتماعی در حال فروپاشی است و عن قریب اصلاحات در ایران خواهد مرد، مسئله رهبری اصلاحات در ایران در میان جامعه شناسان سیاسی مانند آلن تورن موسسه مرکز مطالعات جنبش های اجتماعی و استاد دانشگاه پاریس به یک دغدغه مهم بدل گشت. تورن که روز از زمستان ۱۳۸۰ را در تهران سپری کرد و با اعضا گروهک نهضت آزادی ایران مانند غلامعباس توسلی و جامعه شناسان سکولار چون فرهاد خسروخاور جلسات متعددی داشت پیرامون نقش رئیس جمهور خاتمی با سعید حجاریان هم داستان بود:
میان ساخت “دولت” و “جامعه مدنی” در ایران یک نوع خلا وجود دارد . چهره مشخصی برای پر کردن این خلأ نیست در واقع هیچ گاندی یا شخصیتی مثل او وجود ندارد.
به جای آنکه بگوییم این جامعه با بن بست مواجه شده من متقاعد شده ام که بن بست در سطوح بالای جامعه (نخبگان) است.ما متوجه نمی شویم چرا رئیس جمهور خاتمی که با این آرای بسیار بالا انتخاب شده، ظرفیت عملا هیچ گونه افزایشی پیدا نکرده است؟ این پیروزی سیاسی یک زندگی جدید در کالبد جامعه کنید اما باعث نوشدن نظام سیاسی ایران نشد.

بعدها ولی رضا نصر(مشاور ویژه جرج بوش در امور خاورمیانه ) وعلی قیصری( تاریخدانان سیاسی مقیم آمریکا) با انتشار رساله ای تاریخی به نام بحث دموکراسی در ایران در ژورنال پژوهش های خاورمیانه برای واشنگتن به همین نتیجه رسیدند. آنان صراحتاً نوشتند که جنبش دموکراسی در ایران دارای رهبرنیست
خاتمی در دوره ریاست جمهوری خویش به رتبه چنین رهبری دست نیافت واز اودیگر بعید است که در ازای رهبری این جنبش به فرانسوی چهارچوب جمهوری اسلامی پا بنهد. فعالان سیاسی عرفی گرا ودانشجویان نیز تا به حال این جای خالی را پر نکرده اند
سرنوشت اصلاحات روبه یک تراژدی غمبار می‌رفت و آن هنگام حجاریان (مشاور سیاسی رئیس جمهور خاتمی) گفت دیگر تجربه ای مانند “دولت اصلاحات” نمی‌تواند آرمانهای سیاسی ما را تحقق بخشد اما او یک شخصیت سرشناس امنیتی با پیچیدگی های منحصر به فرد بود که سابقه طولانی در راه‌اندازی کارزهای روانی داشت و به سادگی ژست بازنده ها را نمی گرفت؛ حتی اگر بازی را باخته بود.
از این رو پس از ملاقات با خاتمی و یک هفته پیش از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری ۱۸ خرداد ۱۳۸۰ حجاریان پروژه های تبلیغاتی- انتخاباتی را کلید زد که برای حیثیت عملی اش گران تمام شد.
و مقاله ای جنجالی به نام “ا هجدهم برومر تا هجدهم خرداد” را در روزنامه نوروز (ارگان مطبوعاتی حزب مشارکت ایران) و دقیقا بر خلاف ارزیابی محرمانه‌ای که چندی قبل تر از مرگ اصلاحات در اختیار رئیس جمهور گذاشت با شبیه سازی تاریخ انقلاب های فرانسه و ایران مدعی شد که مخالفان اصلاحات با طرح ریزی یک کودتا با کمک ارتش در رجالگان قصد” نابودی جامعه مدنی ایران” را دارند
آنان اگرچه به ظاهراز ارتش ذخیره بیکاران معتادان و لمپنیسم اظهار تاسف می کند اما چشم امید به بسیج این نیروهای سرخورده برای حمله به “جامعه مدنی” و حزب جمهوریت دارند.

ادامه دارد…


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس