ارتش سری روشنفکران-قسمت هفتم

دسته: سیر مطالعاتی
سه شنبه - ۱۶ بهمن ۱۳۹۷

هابرماس از محمد مجتهد شبستری به عنوان گزینه مقبول غربی‌ها برای ” همسان سازی اصول اسلامی با علوم انسانی سکولار” رونمایی کرد: یک مارتین لوترجدید و البته، همان فرانسیس فوکویاما می گفت آمریکایی ها در ایران صاحب چند لوتر برای تحقق پروژه “رفرم مذهبی در خاورمیانه” هستند.

او نه فقط با فوکویاما که با ساموئل هانتینگتون و هانا آرنت نیز درباره” رسالت سرنوشت ساز علوم انسانی” برای مبارزه با ” توتالیتاریسم ” هم نظر بود. به اعتقاد هابرماس” علوم انسانی انتقادی ” مانند فلسفه جامعه شناسی، سیاست روانشناسی باید به (وحدت) دست یابند تا موجب( آزادی) ( سکولاریزاسیون) شوند.

با این رویکرد هسته مرکزی سخنرانی هایش را در محافل دانشگاهی و (مناقشه حول محور بنیانهای مشروعیت حکومت مذهبی ایران ) اختصاص داد یک روز اقامت در تهران غلامرضا اعوانی صبح ۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۱او را برای ایراد سخنرانی به انجمن حکمت و فلسفه برد تا “دستاوردهای سکولاریسم در فلسفه سیاسی” را شرح دهد.

پس از پایان برنامه اتفاقی غیر قابل پیش‌بینی افتاد دکتر علی مصباح یزدی ( فلسفه دان و فرزند علامه محمد تقی مصباح یزدی) ازهابرماس برای حضور در جمع دانشوران موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) در قم دعوت کرد اما فیلسوف آلمانی به بهانه این دعوت را نپذیرفت و این حال مصباح یزدی پیشنهاد گفت و گویی را در محل اقامت هابرس داد و روز ۲۳ اردیبهشت همراه دکتر محمد لگنهاوزن ابوالحسن حقانی برادراش مجتبی مصباح یزدی ” هتل لاله” رفت.
علی مصباح یزدی گفت و گو را با زبان تخصصی فلسفی و با پرسش از تناقضات و تحولات دیدگاه های هابرماس درباره “دین” آغاز کرد و این فیلسوف آلمانی نیز ابتداد پذیرفت که گاهی دراین داوری ها ” شتا بزدگی بسیار ” به خرج داده است ، اما با تکرارنظریه های ماکس وبر و امیل دورکیم درقلمرو جامعه شناسی دین از ” فروپاشی جهان بینی دینی” سخن گفت و آن را نظریه جدید خود خواند: ” فرو پاشی جهان بینی دینی ” سخن گفت و ان را نظریه جدید خود خواند فرو پاشی به این معنی که جهان بینی دینی هدف گیری تک تک افراد جامعه را به طور کلی هدایت کند و خود را مبنای نظریات حقوقی، سیاسی، و تشکیلاتی نظام سیاسی بداند” : ادامه مطلب ص ۵۳ تا۵۵
آقای هابرماس! آنچه در مورد دادگاه قانون اساسی آلمان فرمودید در حد یک طرح است وهنوز تصویب نشده معلوم هم نیست که تصویب بشود به علاوه آنچه تاکنون عملا در کشورهای لیبرال و سکولار غربی جریان دارد خلاف مطلب مورد ادعای شما است.

اجازه دهید به اطلاع تان برسانم در صورت نیاز با مدرک اثبات کنم که زنان مسلمان بسیاری در کشور شما آلمان و نیز دردیگر کشورهای غربی و اروپایی از جمله در فرانسه فقط به خاطر داشتن روسری از حقوق شهروندی خود محروم گشته اند ؛ دانش آموزان در کلاس درس کارمندان از شغلی خود برکنار گشته اند. ادامه ص ۵۵تا ۵۸

ادامه دارد…


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس